می روم تا کولپاردر گذرگاه درختان بلوطتشنگی آب خنک می طلبدزیردنیای گونها، که به سر بوته حبابی دارندخیز مارمولک و جنبیدن خارکمی امید به دل می بخشدصوت دین دینکی از عمق نثاری خاموشبرسربوته ی خشکیده ی کنگرخاریگویی آهنگ ستاریست که در کنکره ی ایوانیبه سرانگشت هنرمند بت رعناییمی زند زخمه بر انبوه سکوت سحر "پیوارکو"شور در برگ"چرو"پنهان استو صدای خوش جیرجیرک وحشی مرا می خواند:چه طبیعت زیباست!شعر از محمدطاهر رحمان سالاری
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۵ساعت 22:47 توسط محمد طاهر رحمان سالاری |
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
تاريخ: يکشنبه
10 دی
1396 ساعت: 2:43